تبلیغات
آوای قرآن - داستان زکریا و یحیی

بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1 خرداد 1390
زكریا (ع) و سرپرستی مریم (س):



ـ یاد كن آنگاه كه (همسر) عمران گفت: «پروردگارا، نذر كردم كه آنچه در شكم من است،‌(تنها در خدمت تو باشد و از كار این جهانی) آزاد باشد؛ پس از من بپذیر كه تو شنوای دانایی.» و چون او را بزاد، گفت: «پروردگارا، این كه زاییده ام دختر است و پسر چون دختر نیست و او را مریم نامیدم و او و فرزندانش را از شیطان رانده شده در پناه تو می سپارم.» پس پروردگارش او را به نیكی پذیرفت و به وجهی پسندیده پرورشش داد و زكریا را به سرپرستی اش گماشت. این از خبرهای غیبی است كه به تو وحی می كنیم،‌ و گرنه تو نزد آنان نبودی آنگاه كه قلمهای خویش (به قرعه) می افكندند كه كدامشان سرپرست مریم شود و تو نزدشان نبودی آنگاه كه ستیزه و كشمكش می كردند.



ـ هرگاه زكریا به محراب او می رفت، نزدش خوردنی می یافت. (روزی) گفت: «ای مریم، این از كجا برایت می رسد؟» گفت: «این از جانب خداست،‌ كه خدا به هر كس كه بخواهد، بی حساب روزی می دهد.»

اینجا بود كه زكریا پروردگارش را خواند، گفت:‌«پروردگارا، استخوانم سست شده و برف پیری بر سرم نشسته و هرگز در دعا به درگاهت ای پروردگار، بی بهره نبوده ام و من از خویشاوندانم پس از (مرگ) خویش بیمناكم و (همسرم) نازاست؛ پس مرا از نزد خود ولیی (فرزندی كه پس از من سرپرست امورم باشد) عطا كن كه میراث بر من و میراث بر خاندان یعقوب باشد و او را ای پروردگار، پسندیده گردان. ای پروردگار من، تنهایم مگذار و تو بهترین وارثانی.»


بشارت زكریا (ع) به یحیی:



ـ ای زكریا، ما تو را به پسری به نام یحیی مژده می دهیم كه پیش از این كسی را همنام او نساخته ایم.

گفت:‌«پروردگارا، چگونه مرا پسری باشد و حال آنكه (همسرم) نازاست و من خود از پیری به فرتوتی رسیده ام؟» (فرشته) گفت: «چنین است، پروردگار تو گفته:‌ این بر من آسان است و همانا پیش از این تو را آفریده یم،‌ در حالی كه چیزی نبودی، خدا هر چه بخواهد می كند.»

گفت:‌ «پروردگارا برایم نشانه ای قرار بده.»

گفت: «نشانه تو امین است كه سه شبانه روز با مردم سخن نمی گویی، مگر به اشاره، با اینكه تندرستی،‌ و پروردگارت را بسیار یاد كن و در شبانگاه و بامداد تسبیح بگوی .» پس، از محراب به میان قوم خود بیرون آمد و به آنان اشارت كرد كه: «صبح و شام تسبیح بگویید.»

ـ پس از اجابتش كردیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گردانیدیم. اینان در كارهای نیك می شتافتند و ما را با امید و بیم می خواندند و در برابر ما خاشع بودند.



پیامبری یحیی (ع):



ـ و به او (یحیی) در كودكی حكمت عطا كردیم و نیز مهربانی و پاكی از جانب خویش و او پرهیزگار بود و به پدر و مادرش نیكی می كرد و زورگویی نافرمان نبود. و درود بر او روزی كه زاده شد و روزی كه می میرد و روزی كه زنده برانگیخته می شود.




طبقه بندی: داستان های قرآنی،  مطالب قرآنی، 
ارسال توسط علیرضا اکبری
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟






برای قرآنی ها
<

شارژ ایرانسل

دانلود

دانلود

قالب وبلاگ

اخبار سینما

خرید پستی

شادشاپ